فرهنگ آریان‌پور

جانمایی‌ کردن

#۶۵٬۰۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

usher

راهنما، راهنما یا کنترل سینما و غیره، راهنمایى کردن، یساولى کردن، طلیعه چیزى بودن

۲

localize

متمرکز کردن، در یک نقطه جمع کردن، محلى کردن، موضعى ساختن