فرهنگ آریان‌پور

جانشین‌ کردن

#۶۵٬۰۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

substitute

جانشین، بدل، جانشین کردن، عوض، تعویض، تعویض کردن، جابجا کردن

۲

double

دو برابر، دوتا، جفت، دولا، دوسر، المثنى، همزاد دوبرابر کردن، مضاعف کردن، دولا کردن

۳

replace

چیزى را تعویض کردن، جابجا کردن، جایگزین کردن

۴

supplant

از ریشه کندن، جاى چیزى را گرفتن، جابجا شدن، جابجا کردن، تعویض کردن