فرهنگ آریانپور
جانشین شدن
#۶۵٬۰۲۷
supersede
جانشین شدن، جایگزین چیز دیگرى شدن، لغو کردن
heir
وارث، میراث بر، ارث بر، حاصل، ارث بردن، جانشین شدن
inherit
به میراث بردن، وارث شدن، از دیگرى گرفتن، مالک شدن، جانشین شدن
surrogate
جانشین، قائم مقام، عوض، جایگیر، جانشین شدن، قائم مقام شدن، وکیل شدن
double
دو برابر، دوتا، جفت، دولا، دوسر، المثنى، همزاد دوبرابر کردن، مضاعف کردن، دولا کردن
commute
تبدیل کردن، مسافرت کردن با بلیط تخفیف دار، هر روزاز حومه به شهر و بالعکس سفر کردن
replace
چیزى را تعویض کردن، جابجا کردن، جایگزین کردن
succeed
کامیاب شدن، موفق شدن، نتیجه بخشیدن، بدنبال آمدن، به طور توالى قرار گرفتن
displace
جابجا کردن، جانشین (چیزى) شدن، جاى چیزى را عوض کردن، تبعید کردن
supplant
از ریشه کندن، جاى چیزى را گرفتن، جابجا شدن، جابجا کردن، تعویض کردن
substitute
جانشین، بدل، جانشین کردن، عوض، تعویض، تعویض کردن، جابجا کردن