واژههای فارسی←جانشین دیگری کردنفرهنگ آریانپورجانشین دیگری کردن#۶۵٬۰۲۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱subrogateقائم مقام تعیین کردن، به جاى دیگرى تعهداتى بعهده گرفتن، جانشین دیگرى کردنواژههای نزدیک در الفباجابطریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجابوراندی برزیلی - درخت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجابهجا شدن به اسانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجابهجا شدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجابهجا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجابهجا نشدنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر