فرهنگ آریان‌پور

جاندار

#۶۵٬۰۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

living

زندگى، معاش، وسیله گذران، معیشت، زنده، حى، در قید حیات، جاندار، جاودانى

۲

animate

سرزنده، با روح، جاندار، روح دادن، زندگى بخشیدن، تحریک و تشجیع کردن، جان دادن به

۳

spirited

با روح، روح دار، جاندار، سرزنده، دلبر

۴

beast

چهارپا، حیوان، جانور

۵

being

زمان حال فعل to be، هستى، وجود، آفریده، مخلوق، موجود زنده، شخصیت، جوهر، فرتاش

۶

quick

تند، چابک، فرز، چست، جلد، سریع، زنده

۷

animal

جانور، حیوان، حیوانى، جانورى، مربوط به روح و جان یا اراده، حس و حرکت