فرهنگ آریان‌پور

جانبداری‌ کردن

#۶۴٬۹۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

side

طرف، سو، سمت، پهلو، جنب، طرفدارى کردن از، در یکسو قرار دادن، جانب، ضلع، کناره

۲

espouse

عقد کردن، عروسى کردن، نامزد کردن، شوهر دادن، حمایت کردن از، عقیده داشتن به

۳

advocate

دفاع کردن، طرفدارى کردن، حامى، طرفدار، وکیل مدافع