فرهنگ آریان‌پور

جانبداری

#۶۴٬۹۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

partiality

طرفدارى، جانبدارى، تعصب، غرض

۲

predilection

تمایل قبلى، رجحان، برگزیدگى، جانبدارى

۳

siding

طرف، سو، سمت، پهلو، جنب، طرفدارى کردن از، در یکسو قرار دادن، جانب، ضلع، کناره side

۴

backing

عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن back

۵

favoritism

طرفدارى، استثناء قائل شدن نسبت به کسى