فرهنگ آریان‌پور

جانبدار

#۶۴٬۹۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

partial

جزیى، پاره اى، طرفدارانه، غیر منصفانه، جانبدار، طرفدار، مغرض، ناتمام، بخشى، قسمتى، متمایل به، علاقمند به

۲

sympathizer

همدرد، غمخوار، جانبدار