فرهنگ آریان‌پور

جانب

#۶۴٬۹۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

side

طرف، سو، سمت، پهلو، جنب، طرفدارى کردن از، در یکسو قرار دادن، جانب، ضلع، کناره

۲

to

به سوى، سوى، به طرف، روبطرف، پیش، نزد، تا نسبت به، در، دربرابر، برحسب، مطابق، بنا بر، علامت مصدر انگلیسى است to ـ (46)

۳

part

چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه

۴

stead

مکان، جا، محل، دهکده، مقر، مسکن، مزرعه، عوض، به جاى، به عوض، جا دادن، گذاشتن، حمایت کردن، مفید بودن

۵

behalf

بابت، از طرف