فرهنگ آریان‌پور

جانانه

#۶۴٬۹۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

epic

رزمى، حماسى، شعر رزمى، حماسه، رزم نامه

۲

hefty

قوى، سنگین

۳

sound

صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن

۴

driving

راننده، پیش برنده، محرک، راندن، سوارى

۵

soundly

به طور صحیح و سالم

۶

telling

(past: told ; past participle: told) ـ گفتن، بیان کردن، نقل کردن، فاش کردن، تشخیص دادن، فرق گذاردن، فهمیدن tell

۷

knockout

(مشت زنى) با ضربت بیهوش کننده اى حریف را به زمین زدن، ضربه فنى، ضربه فنى کردن، از پا در آوردن، ویران کردن، ضربت قاطع، ممتاز، عالى عامیانه‌

۸

thumping

ضربت، با چیز پهن و سنگین (مثل چماق) زدن، صداى تلپ، با صداى تلپ تلپ زدن یاراه رفتن

۹

rattling

تو تو کردن، تلق تلق کردن، وراجى کردن، خر خر کردن، خر خر، تق تق، جغجغه rattle

۱۰

thorough

از اول تا آخر، به طور کامل، کامل، تمام thorough twofisted

۱۱

downright

صرفاً، محض، خالص، مطلق، (مجازى) رک، ساده

۱۲

tremendous

شگرف، ترسناک، مهیب، فاحش، عجیب، عظیم

۱۳

resounding

منعکس کردن، پژواک یا انعکاس صدا