فرهنگ آریانپور
جان کنی
#۶۴٬۹۴۱
drudgery
جان کنى، کار پر زحمت
toil
رنج، محنت، کار پر زحمت، کشمکش، ستیز، پیکار، مجادله، بحث و جدل، محصول رنج، زحمت کشیدن، رنج بردن، تور یاتله، دام
grind
(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن
sweat
خوى، عرق کردن، عرق، عرق ریزى، مشقت کشیدن
slavery
بندگى، بردگى