فرهنگ آریان‌پور

جان‌ کنی

#۶۴٬۹۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

drudgery

جان کنى، کار پر زحمت

۲

toil

رنج، محنت، کار پر زحمت، کشمکش، ستیز، پیکار، مجادله، بحث و جدل، محصول رنج، زحمت کشیدن، رنج بردن، تور یاتله، دام

۳

grind

(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن

۴

sweat

خوى، عرق کردن، عرق، عرق ریزى، مشقت کشیدن

۵

slavery

بندگى، بردگى