فرهنگ آریان‌پور

جان بخشیدن

#۶۴٬۹۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

refocillate

(معنى مجازى) تجدید حیات کردن، به خود آوردن، به هوش آوردن، جان بخشیدن، رمق تازه یافتن

۲

animate

سرزنده، با روح، جاندار، روح دادن، زندگى بخشیدن، تحریک و تشجیع کردن، جان دادن به

۳

refresh

تازه کردن، نیروى تازه دادن به، از خستگى بیرون آوردن، روشن کردن، با طراوت کردن

۴

vitalize

زندگى دادن، زندگى بخشیدن، حیات بخشیدن، زنده کردن، تحریک کردن