واژههای فارسی←از خدمت نظام - فراری -فرهنگ آریانپوراز خدمت نظام - فراری -#۶٬۴۷۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱slackerکسى که از انجام وظیفه شانه تهى کند، آدم سست و بى حال، سست کننده، دریچه، فرارى از خدمت نظامواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر