فرهنگ آریان‌پور

جامع

#۶۴٬۷۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

catholic

جامع، بلند نظر، آزاده، کاتولیک، عضو کلیساى کاتولیک

۲

echaustive

جامع، کامل، شامل همه ى جزئیات، مشبع

۳

executtive

جامع

۴

exhaustive

جامع، کامل، شامل همه جزئیات

۵

encyclopedic

جامع، دایره المعارفى

۶

comprehensive

جامع، فرا گیرنده، وسیع، محیط، بسیط

۷

self inclusive

جامع، شامل

۸

large

وسیع، جادار، پهن، درشت، لبریز، جامع، کامل، سترگ، بسیط، بزرگ، حجیم، هنگفت

۹

general

عام، کلى، عمومى، جامع، همگانى، متداول، معمولى، همگان، ژنرال، ارتشبد

۱۰

plenary

کامل، جامع، غیر مقید، شامل تمام اعضاء

۱۱

precise

دقیق و مختصر کردن، مختصر و مفید، جامع، صریح، دقیق، معین

۱۲

spacious

فراخ، جادار، وسیع، جامع، گشاد، فضادار، مفصل

۱۳

universal

فراگیر، جامع، عمومى، جهانى، کلى، عالمگیر، همگانى

۱۴

all around

کاملاً، جامع، سرتاسرى

۱۵

self contained

خوددار، تودار، با حوصله، محتاط، جامع، برون بى نیاز

۱۶

blanket

پتو، جل، روکش، با پتو و یا جل پوشاندن، پوشاندن واژه هاى شامل

۱۷

sweeping

(past: swept ; past participle: swept) ـ روبیدن، رفت و برگشت، روفتن، جاروب کردن، زدودن، از این سو به آن سوحرکت دادن، بسرعت گذشتن از، وسعت میدان دید، جارو sweep