فرهنگ آریان‌پور

جامد کردن

#۶۴٬۷۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

solidify

جامد کردن، سفت کردن یا شدن، یک پارچه شدن، متبلور کردن

۲

concrete

سفت کردن، با شفته اندودن یا ساختن، به هم پیوستن، ساروج کردن واقعى، به هم چسبیده، سفت، بتون، ساروج شنى، اسم ذات