فرهنگ آریانپور
جامد
#۶۴٬۷۲۳
heavyset
جامد، سخت، چهارشانه، کلفت و کوتاه، خپل، جسم سخت و جامد و متراکم، کلفت، زمخت
massy
و زین، جسیم، جامد، متراکم، غلیظ، چاق
rigid
سخت، سفت و محکم، نرم نشو، جدى، جامد، صلب
solid
جسم جامد، ماده جامد، سفت، سخت، مکعب، سه بعدى، محکم، استوار، قوى، خالص، ناب، بسته، منجمد، یک پارچه، حجمى، توپر، نیرومند، قابل اطمینان
illiquid
نا معلوم، جامد، غیر مایع، غیر قابل تبدیل به پول
exanimate
بیجان، بیروح، مرده، جامد، (مجازى) دل مرده و بى روح، کسل
inorganic
غیر آلى، کانى، معدنى، جامد
insensitive
بى حس، بى عاطفه، جامد، کساد، غیر حساس، کرخت
dry
خشک، بى آب، اخلاقا خشک خشک کردن، خشک انداختن، تشنه شدن
concrete
سفت کردن، با شفته اندودن یا ساختن، به هم پیوستن، ساروج کردن واقعى، به هم چسبیده، سفت، بتون، ساروج شنى، اسم ذات