فرهنگ آریانپور
جاسوسی کردن
#۶۴٬۶۴۶
espy
جاسوسى کردن، دیده بانى کردن، جاسوس بودن، بازرسى کردن، تشخیص دادن
spy
جاسوس، جاسوسى کردن
fink
خبرچین، اعتصاب شکن، جاسوسى کردن
nark
(انگلیس) مامور خفیه پلیس، جاسوسى کردن، آزردن
stag
گوزن (قرمز نر)، کره اسب، حیوان نر (به طور کلى)، جلسه یا مهمانى مردانه، کوتاه کردن، بریدن، جاسوسى کردن، پائیدن
pickeer
زد و خورد کردن، لاس زدن، جاسوسى کردن