فرهنگ آریانپور
جاسوسی کردن
#۶۴٬۶۴۵
espy
جاسوسى کردن، دیده بانى کردن، جاسوس بودن، بازرسى کردن، تشخیص دادن
spy
جاسوس، جاسوسى کردن
fink
خبرچین، اعتصاب شکن، جاسوسى کردن
rat
(جانور شناسى) موش صحرایى، آدم موش صفت، موش گرفتن، کشتن، دسته خود را ترک کردن، خیانت
scout
پیش آهنگ، پیشاهنگى کردن، دیده بانى کردن، عملیات اکتشافى کردن پوئیدن، دیده بان، مامور اکتشاف