فرهنگ آریان‌پور

جاسوس بودن

#۶۴٬۶۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

espy

جاسوسى کردن، دیده بانى کردن، جاسوس بودن، بازرسى کردن، تشخیص دادن