فرهنگ آریانپور
جاسوس
#۶۴٬۶۳۳
spy
جاسوس، جاسوسى کردن
fink
خبرچین، اعتصاب شکن، جاسوسى کردن
nark
(انگلیس) مامور خفیه پلیس، جاسوسى کردن، آزردن
snoop
نگاه تجسس آمیز کردن، بدنبال غذا پوئیدن، بدنبال متخلفین قانون گشتن، مخفیانه تحقیقات به عمل آوردن، جستجو کننده، جاسوس
beagle
(جانور شناسى) تازى شکارى پاکوتاه، (مجازى) جاسوس، کارآگاه
tailer
طفیلى، جاسوس، تعاقب کننده
stoolie
(stool pigeon =) ـ کبوتر یا مرغ دام که به چوبى بندند، جاسوس
informer
آگاه گر، آگاهگر، مخبر، خبر رسان، کارآگاه، جاسوس، سخن چین
undercover
مخفى، سرى، رمزى، جاسوس، نهانى، زیر جلى
intelligencer
مخبر، خبر بر، خبر رسان، جاسوس، پیغام بر
rat
(جانور شناسى) موش صحرایى، آدم موش صفت، موش گرفتن، کشتن، دسته خود را ترک کردن، خیانت
mole
(جانور شناسى) کور موش، خال سیاه، خال، خال گوشتى secret agent
ratter
موش گیر، کار شکن، خرابکار، خائن
snitch
خبرکش، دله دزدى کردن، کش رفتن stool pigeon