فرهنگ آریان‌پور

جاسوس

#۶۴٬۶۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

spy

جاسوس، جاسوسى کردن

۲

fink

خبرچین، اعتصاب شکن، جاسوسى کردن

۳

nark

(انگلیس) مامور خفیه پلیس، جاسوسى کردن، آزردن

۴

snoop

نگاه تجسس آمیز کردن، بدنبال غذا پوئیدن، بدنبال متخلفین قانون گشتن، مخفیانه تحقیقات به عمل آوردن، جستجو کننده، جاسوس

۵

beagle

(جانور شناسى) تازى شکارى پاکوتاه، (مجازى) جاسوس، کارآگاه

۶

tailer

طفیلى، جاسوس، تعاقب کننده

۷

stoolie

(stool pigeon =) ـ کبوتر یا مرغ دام که به چوبى بندند، جاسوس

۸

informer

آگاه گر، آگاهگر، مخبر، خبر رسان، کارآگاه، جاسوس، سخن چین

۹

undercover

مخفى، سرى، رمزى، جاسوس، نهانى، زیر جلى

۱۰

intelligencer

مخبر، خبر بر، خبر رسان، جاسوس، پیغام بر

۱۱

rat

(جانور شناسى) موش صحرایى، آدم موش صفت، موش گرفتن، کشتن، دسته خود را ترک کردن، خیانت

۱۲

mole

(جانور شناسى) کور موش، خال سیاه، خال، خال گوشتى secret agent

۱۳

ratter

موش گیر، کار شکن، خرابکار، خائن

۱۴

snitch

خبرکش، دله دزدى کردن، کش رفتن stool pigeon