فرهنگ آریانپور
جاری
#۶۴٬۵۹۵
ooze
شیره، شهد، چکیده، جریان، جارى، رسوخ، لجنزار، بستر دریا، تراوش کردن، آهسته جریان یافتن، بیرون دادن، لاى
going
رفتن، پیشرفت، وضع زمین، مسیر، جریان، وضع جاده، زمین جاده، (معمارى) پهناى پله، گام، (م.ل.) عزیمت، مشى زندگى، رایج، عازم، جارى، معمول، موجود
groovy
یک نواخت، جارى، عادى
pourer
ریزنده، تراوش کننده، جارى
sluicy
سارى، جارى، آبگیر مانند
volant
پرواز کننده، پرنده، چابک، سبک روح، جارى
current
جریان، رایج، جارى، معاصر، متداول، شایع، تزند، تزن
running
دونده، مناسب براى مسابقه دو، جارى، مداوم
sister in law
خواهر زن، خواهر شوهر، زن برادر، جارى، زن برادر زن
runny
متمایل بدویدن، دونده sisterinlaw
ongoing
درحال پیشرفت، مداوم presentday
effusive
فوران کننده، پرحرارت و علاقه