فرهنگ آریان‌پور

جارو کردن

#۶۴٬۵۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

broom

جاروب، جاروب کردن

۲

sweep

(past: swept ; past participle: swept) ـ روبیدن، رفت و برگشت، روفتن، جاروب کردن، زدودن، از این سو به آن سوحرکت دادن، بسرعت گذشتن از، وسعت میدان دید، جارو