فرهنگ آریان‌پور

جار زننده

#۶۴٬۵۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

crying

فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن cry