فرهنگ آریانپور
جار زدن
#۶۴٬۵۵۲
blare
صدا کردن (مثل شیپور)، جار زدن، با فریاد گفتن
blaze
شعله درخشان یا آتش مشتعل، (مجازى) رنگ یا نور درخشان، فروغ، درخشندگى، جار زدن، با تصویر نشان دادن
proclaim
اعلان کردن، علناً اظهار داشتن، جار زدن
cry
فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن
call
فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى
howl
زوزه کشیدن، فریاد زدن، عزادارى کردن
shout
فریاد، داد، جیغ، فغان، فریاد زدن، جیغ زدن، داد زدن
blazon
اعلام کردن، جلوه دادن، منتشر کردن، آراستن، نشان خانوادگى، سپر، پرچم
announce
آگهى دادن، اعلان کردن، اخطار کردن، خبر دادن، انتشار دادن، آشکار کردن، مدرک دادن
fulminate
(م.ک.) رعد و برق زدن، غریدن، منفجر شدن، محترق شدن، با تهدید سخن گفتن، داد و بیداد راه انداختن، اعتراض کردن