فرهنگ آریان‌پور

جاذب

#۶۴٬۵۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

bibulous

جاذب، میگسار، باده دوست، باده نوش

۲

absorbant

جاذب، داراى خاصیت جذب، درکش، درآشام

۳

absorbent

جاذب، داراى خاصیت جذب، درکش، درآشام

۴

absorptive

جاذب، جذب کننده

۵

catchy

گیرنده، جاذب

۶

fruity

میوه مانند، میوه اى، انگور مزه، موثر، جاذب

۷

sorbent

(ک.) جاذب، کشنده، ماده جذب کننده

۸

inviting

جالب، کشنده، جاذب

۹

mesmeric

مربوط بخواب مصنوعى، درحالت خواب مغناطیسى، گیرنده، جاذب

۱۰

adsorbent

گیرا، جاذب

۱۱

ravishing

دلربا، دلکش، فریبنده، جاذب، ربایش، ربودگى، زناى به عنف، هتک ناموس

۱۲

attractive

کشنده، جاذب، جالب، دلکش، دلربا، فریبنده

۱۳

prepossessing

کشنده، جاذب، مجذوب کننده، جلب توجه کننده، گیرنده، جالب

۱۴

catching

(past: caught ; past participle: caught) ـ گرفتن، از هوا گرفتن، به دست آوردن، جلب کردن، درک کردن، فهمیدن، دچار شدن به، عمل گرفتن، اخذ، دستگیره، لغت چشمگیر، شعار

۱۵

absorbing

درکشیدن، درآشامیدن، جذب کردن، فروبردن، فراگرفتن، جذب شدن (غدد)، کاملاً فروبردن، تحلیل بردن، مستغرق بودن، مجذوب شدن در

۱۶

engrossing

درشت نوشتن، جلب کردن، اشغال کردن، احتکار کردن، مشغول، مجذوب