جاذب
#۶۴٬۵۳۲
bibulous
جاذب، میگسار، باده دوست، باده نوش
absorbant
جاذب، داراى خاصیت جذب، درکش، درآشام
absorbent
جاذب، داراى خاصیت جذب، درکش، درآشام
absorptive
جاذب، جذب کننده
catchy
گیرنده، جاذب
fruity
میوه مانند، میوه اى، انگور مزه، موثر، جاذب
sorbent
(ک.) جاذب، کشنده، ماده جذب کننده
inviting
جالب، کشنده، جاذب
mesmeric
مربوط بخواب مصنوعى، درحالت خواب مغناطیسى، گیرنده، جاذب
adsorbent
گیرا، جاذب
ravishing
دلربا، دلکش، فریبنده، جاذب، ربایش، ربودگى، زناى به عنف، هتک ناموس
attractive
کشنده، جاذب، جالب، دلکش، دلربا، فریبنده
prepossessing
کشنده، جاذب، مجذوب کننده، جلب توجه کننده، گیرنده، جالب
catching
(past: caught ; past participle: caught) ـ گرفتن، از هوا گرفتن، به دست آوردن، جلب کردن، درک کردن، فهمیدن، دچار شدن به، عمل گرفتن، اخذ، دستگیره، لغت چشمگیر، شعار
absorbing
درکشیدن، درآشامیدن، جذب کردن، فروبردن، فراگرفتن، جذب شدن (غدد)، کاملاً فروبردن، تحلیل بردن، مستغرق بودن، مجذوب شدن در
engrossing
درشت نوشتن، جلب کردن، اشغال کردن، احتکار کردن، مشغول، مجذوب