فرهنگ آریان‌پور

جادو

#۶۴٬۵۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

magic

جادو، سحر، سحر آمیز

۲

wizard

جادو گر، جادو، طلسم گر، نابغه

۳

spell

(past: spelt, spelled ; past participle: spelt, spelled) ـ هجى کردن، املاء کردن، درست نوشتن، پى بردن به، خواندن، طلسم کردن، دل کسى را بردن، سحر، جادو، طلسم، جذابیت، افسون، حمله ناخوشى، حمله

۴

weird

خارق العاده، غریب، جادو، مرموز

۵

glamor

(glamour =) ـ طلسم، جادو، فریبندگى، دلیرى، افسون، زرق و برق

۶

glamour

(glamor =) ـ طلسم، جادو، فریبندگى، دلیرى، افسون، زرق و برق

۷

theurgy

معجزه، جادو، سحر

۸

gramarey

دانش، دستور زبان، جادو

۹

talisman

طلسم، تعویذ، جادو، جادوگرانه

۱۰

witchery

جادوگرى، جادو، سحر، فریبندگى

۱۱

conjuration

افسون، سحر، جادو، التماس، مناجات

۱۲

enchantment

افسون، جادو، سحر

۱۳

incantation

افسون، جادو، طلسم، افسون گرى، افسون خوانى، جادوگرى، سحر، تبلیغات

۱۴

thaumaturgy

معجزه، جادو، کار خارق العاده، خرق عادت، اعجاز

۱۵

black magic

سحر، جادو

۱۶

charm

افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن

۱۷

fetish

(fetich =) ـ طلسم، اشیاء یا موجوداتى که به عقیده اقوام وحشى داراى روح بوده و مورد پرستش قرارمى گرفتند، بت، صنم، خرافات