جاده
#۶۴٬۴۵۵
turnpike
جاده، شاهراه، باج راه
pad
دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن
way
راه، طریق، جاده، سبک (sabk)، طرز، طریقه
line
خط، سطر، بند، ریسمان، رسن، طناب، سیم، جاده، دهنه، لجام خط کشیدن، خط انداختن در، خط دار کردن، آراستن، تراز کردن، آستر کردن، پوشاندن، ردیف، رشته line ـ (66)
path
میسر، باریک راه، جاده، راه، مسیر، طریقت، جاده مال رو
road
بجاده، راه، معبر، طریق، خیابان، راه آهن
route
مسیر چیزى را تعیین کردن، خط سیر، جاده، مسیر، راه، جریان معمولى
track
شیار، لبه، باریکه، پیگردى کردن، رد پا، اثر، خط آهن، جاده، راه، نشان، مسابقه دویدن، تسلسل، توالى، رد پا را گرفتن، پى کردن، دنبال کردن
street
خیابان، کوچه، خیابانى، جاده، مسیر
pathway
معبر، جاده، گذرگاه، خط سیر، جاده پیاده رو
causeway
گذرگاه، جاده، جاده اى که از کف زمین بلندتر است
pike
کلنگ دوسر، نیزه دسته چوبى، میخ نوک تیز، نوک نیزه، هر چیز نوک تیز، قله کوه نوک تیز، اردک ماهى، عزیمت کردن، سریعا رفتن، رحلت کردن، نیزه زدن، با چیز نوک تیز سوراخ کردن خودمانی
drag
کشاندن، چیز سنگینى که روى زمین کشیده مى شود، کشیدن، به زور کشیدن، سخت کشیدن، لاروبى کردن، کاویدن، با تور گرفتن، سنگین و بى روح
highway
شاهراه، بزرگراه، راه