فرهنگ آریانپور
جااندازی
#۶۴٬۳۸۰
insertion
درج، جااندازى، الحاق، جوف گذارى
insertion gain
بهره، جااندازى
reset
(past: reset ; past participle: reset) ـ بازنشاندن
setting
(past: set ; past participle: set) ـ مجموعه، نشاندن، دستگاه، دست، دسته، یکدست (ظروف و غیره)، دوره، جهت، سمت، قرار گرفته، واقع شده، لجوج، دقیق، روشن، مصمم، قرار دادن، گذاردن، نهادن، مرتب کردن، چیدن، کار گذاشتن، سوار کردن، جا انداختن، آغاز کردن، مستقر شدن set