فرهنگ آریانپور
جاافتاده
#۶۴٬۳۷۹
mellow
رسیده، نرم، جا افتاده، دلپذیر، مهربان
velvety
مخملى، مخمل نما، نرم دنده موتور و چرخ و غیره
engaged
به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن