واژههای فارسی←تئاتر بازی کردن - در -فرهنگ آریانپورتئاتر بازی کردن - در -#۶۴٬۰۲۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱playactدر تئاتر بازى کردن، هنرپیشه شدن، رل بازى کردن، رفتار متظاهر داشتن، به خود بستنواژههای نزدیک در الفباتئاترمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتئاتر - امفی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتئاتر - سرسرای -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتئاتر - صحنه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتئاتر - هنر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتئاتر انتفاعیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر