فرهنگ آریان‌پور

تئاتر

#۶۴٬۰۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

playhouse

تئاتر، نمایشگاه، اتاق بازى بچه، اتاق عروسک بچه

۲

drama

درام، نمایش، تئاتر، نمایشنامه

۳

theater

(theatre =) ـ تئاتر، تماشاخانه، بازیگر خانه، تالار سخنرانى

۴

theatre

(theater =) ـ تئاتر، تماشاخانه، بازیگر خانه، تالار سخنرانى

۵

house

خانه، سراى، منزل، جایگاه، جا، خاندان، برج، اهل خانه، اهل بیت، جادادن، منزل دادن، پناه دادن، منزل گزیدن، خانه نشین شدن house ـ (42)

۶

stage

صحنه نمایش، پرده گاه، مرحله، منزل، پایه، وهله، طبقه، در صحنه ظاهر شدن، مرحله دار شدن، اشکوب، صحنه

۷

portray

تصویر کشیدن، توصیف کردن، مجسم کردن heatre

۸

director

فرنشین، مدیر، رئیس، اداره کننده، کارگردان، هدایت کننده