فرهنگ آریان‌پور

از حال رفتن

#۶٬۳۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

wilt

پلاسیده و پژمرده شدن، خم شدن

۲

slump

زمین باتلاقى، کاهش فعالیت، رکود، دوره رخوت، افت، ریزش، یکباره پایین آمدن یا افتادن، یکباره فرو ریختن، سقوط کردن، خمیده شدن

۳

collapse

فرو ریختن، متلاشى شدن، دچار سقوط و اضمحلال شدن، غش کردن، آوار