فرهنگ آریانپور
از حال رفتن
#۶٬۳۵۵
wilt
پلاسیده و پژمرده شدن، خم شدن
slump
زمین باتلاقى، کاهش فعالیت، رکود، دوره رخوت، افت، ریزش، یکباره پایین آمدن یا افتادن، یکباره فرو ریختن، سقوط کردن، خمیده شدن
collapse
فرو ریختن، متلاشى شدن، دچار سقوط و اضمحلال شدن، غش کردن، آوار