فرهنگ آریان‌پور

توی دل چیزی‌ گوسفند یا مرغ یا پلو قرار دادن

#۶۳٬۴۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

stuff

چیز، ماده، کالا، جنس، مصالح، پارچه، چرند، پر کردن، تپاندن، چپاندن، انباشتن