واژههای فارسی←توی دست و پا بودنفرهنگ آریانپورتوی دست و پا بودن#۶۳٬۴۶۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱interveneدر میان آمدن، مداخله کردن، پا میان گذاردن، در ضمن روى دادن، فاصله خوردن، حایل شدنواژههای نزدیک در الفباتوهین کردن بهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتوهین کردن به مقدساتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتوهین نامهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتویمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتوی - از -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتوی - در -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر