واژههای فارسی←توی چیزی کردنفرهنگ آریانپورتوی چیزی کردن#۶۳٬۴۵۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱insertدرج کردن، جا انداختن، الحاق کردن، در جوف چیزى گذاردن، جا دادن، داخل کردن، در میان گذاشتنواژههای نزدیک در الفباتویمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتوی - از -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتوی - در -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتوی چشم خورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتوی چیزی - داخل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتوی چیزی فروبردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر