واژههای فارسی←از جای خود تکان دادنفرهنگ آریانپوراز جای خود تکان دادن#۶٬۲۷۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱unhorseاز اسب افتادن یا پیاده شدن، اسب را از گارى یا درشگه باز کردن، از جاى خود تکان دادن، جابجا کردنواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر