واژههای فارسی←از جای خود بیرون کردنفرهنگ آریانپوراز جای خود بیرون کردن#۶٬۲۷۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱dislodgeاز جاى خود بیرون کردن، راندنواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر