واژههای فارسی←از جا کندنیفرهنگ آریانپوراز جا کندنی#۶٬۲۵۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱removableبرداشتنى، قابل رفع، برچیدنى، زدودنى، رفع شدنىواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر