فرهنگ آریان‌پور

از جا پریدن

#۶٬۲۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

shy

خجالتى، کمرو، رموک، ترسو، مواظب، آزمایش، پرتاب، رم کردن، پرت کردن، از جا پریدن

۲

start

شروع، آغاز، آغازیدن، دایر کردن، عازم شدن، شروع کردن، عزیمت کردن، از جا پریدن، رم کردن، مبداء، مقدمه، ابتدا، فرصت، فرجه

۳

dart

زوبین، نیزه، تیر، بسرعت حرکت کردن، حرکت تند، پیکان

۴

startle

از جا پراندن، تکان دادن، رم دادن، رمانیدن، وحشت زده شدن، جهش، پرش، وحشت زدگى