توان
#۶۲٬۳۴۲
potency
توان، قدرت، توانایى، نیرومندى، لیاقت
capacitance
توان، ظرفیت الکتریکى، ظرفیت خازنى
vim
نیرو، زور، قدرت، انرژى، توانایى، توان
power
زور، قدرت، برترى، توان، نیرو، اقتدار، سلطه نیروى برق، قدرت دید ذره بین، نیرو بخشیدن به، نیرومند کردن، زور به کار بردن، برق
vigor
(vigour =) ـ قدرت، نیرومندى، زور، نیرو، انرژى، توان
might
توانایى، زور، قدرت، نیرو، انرژى
energy
کارمایه، زور، نیرو، قوه فعلیه، توانایى، انرژى
vigour
(vigor =) ـ قدرت، نیرومندى، زور، نیرو، انرژى، توان
valence
ظرفیت، ارزایى، واحد ظرفیت، ظرفیت شیمیایى، بنیان ترکیب اتمى، بنیان، قدر، توان، ارزش
ability
توانایى، استطاعت، شایستگى، لیاقت، صلاحیت، قابلیت
exponent
تعریف کننده، شرح دهنده، نماینده، توان، نما exponent انسان
puissance
(power، strength) توان، قدرت، نیرو، توانایى
sap
شیره، شیره گیاهى، عصاره، خون، شیره کشیده از، ضعیف کردن واژه هاى شامل
index
شاخص، زیرنویس، فهرست، راهنما (مثلا در جدول و پرونده)، (در کتاب) جاانگشتى، نمایه، نما، راهنماى موضوعات، فهرست راهنما داراى فهرست کردن، بفهرست درآوردن، نشان دادن، به صورت الفبایى (چیزى را) مرتب کردن، فهرست ساختن
potentiality
عاملیت بالقوه، عاملیت بالفعل، استعداد نهانى