فرهنگ آریان‌پور

توان

#۶۲٬۳۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

potency

توان، قدرت، توانایى، نیرومندى، لیاقت

۲

capacitance

توان، ظرفیت الکتریکى، ظرفیت خازنى

۳

vim

نیرو، زور، قدرت، انرژى، توانایى، توان

۴

power

زور، قدرت، برترى، توان، نیرو، اقتدار، سلطه نیروى برق، قدرت دید ذره بین، نیرو بخشیدن به، نیرومند کردن، زور به کار بردن، برق

۵

vigor

(vigour =) ـ قدرت، نیرومندى، زور، نیرو، انرژى، توان

۶

might

توانایى، زور، قدرت، نیرو، انرژى

۷

energy

کارمایه، زور، نیرو، قوه فعلیه، توانایى، انرژى

۸

vigour

(vigor =) ـ قدرت، نیرومندى، زور، نیرو، انرژى، توان

۹

valence

ظرفیت، ارزایى، واحد ظرفیت، ظرفیت شیمیایى، بنیان ترکیب اتمى، بنیان، قدر، توان، ارزش

۱۰

ability

توانایى، استطاعت، شایستگى، لیاقت، صلاحیت، قابلیت

۱۱

exponent

تعریف کننده، شرح دهنده، نماینده، توان، نما exponent انسان‌

۱۲

puissance

(power، strength) توان، قدرت، نیرو، توانایى

۱۳

sap

شیره، شیره گیاهى، عصاره، خون، شیره کشیده از، ضعیف کردن واژه هاى شامل

۱۴

index

شاخص، زیرنویس، فهرست، راهنما (مثلا در جدول و پرونده)، (در کتاب) جاانگشتى، نمایه، نما، راهنماى موضوعات، فهرست راهنما داراى فهرست کردن، بفهرست درآوردن، نشان دادن، به صورت الفبایى (چیزى را) مرتب کردن، فهرست ساختن

۱۵

potentiality

عاملیت بالقوه، عاملیت بالفعل، استعداد نهانى