فرهنگ آریان‌پور

توام کردن

#۶۲٬۳۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

twin

دوقلو، توام، همزاد، (در جمع) جوزا، هم شکمان، زوج، جفت، دوتا، توام کردن، جفت کردن

۲

geminate

جفت، توام، دوتا، دولا، دوقلو، جفت کردن، توام کردن

۳

accompany

همراهى کردن، همراه بودن (با)، سرگرم بودن (با)، مصاحبت کردن، ضمیمه کردن، جفت کردن، توام کردن، (موسیقى) دم گرفتن، صدا یا ساز را جفت کردن (با)

۴

amalgamate

آمیختن، توام کردن (ملقمه فلزات با جیوه)