فرهنگ آریان‌پور

توام

#۶۲٬۳۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

duad

ترکیب دوتایى، زوجى، توام

۲

twin

دوقلو، توام، همزاد، (در جمع) جوزا، هم شکمان، زوج، جفت، دوتا، توام کردن، جفت کردن twin conjoint

۳

joint

محل اتصال، مفصل، لولا، مشترک، توام، درزه، بند گاه، بند، پیوندگاه، زانویى، جاى کشیدن تریاک با استعمال نوشابه، شرکتى، مشاع، شریک، متصل، کردن، خرد کردن، بند بند کردن، مساعى مشترک

۴

twain

دو، دوتا، جفت، زوج، توام، دوقلو، چند قلو

۵

adnate

حاصل، اندوخته، فراگرفته، (گیاه شناسى، جانور شناسى) به هم چسبیده، توام، مربوط به اعضا ى تناسلى توام

۶

gemini

(نجوم) برج جوزا، توام، دو پیکر

۷

geminate

جفت، توام، دوتا، دولا، دوقلو، جفت کردن، توام کردن

۸

conjugate

صرف کردن، درهم آمیختن، توام

۹

tempered

آب دادن (فلز)، درست ساختن، درست خمیر کردن، ملایم کردن، معتدل کردن، میزان کردن، مخلوط کردن، مزاج، حالت، خو، خلق، قلق، خشم، غضب

۱۰

simultaneous

همبود، با هم واقع شونده، همزمان