فرهنگ آریانپور
توام
#۶۲٬۳۱۸
duad
ترکیب دوتایى، زوجى، توام
twin
دوقلو، توام، همزاد، (در جمع) جوزا، هم شکمان، زوج، جفت، دوتا، توام کردن، جفت کردن twin conjoint
joint
محل اتصال، مفصل، لولا، مشترک، توام، درزه، بند گاه، بند، پیوندگاه، زانویى، جاى کشیدن تریاک با استعمال نوشابه، شرکتى، مشاع، شریک، متصل، کردن، خرد کردن، بند بند کردن، مساعى مشترک
twain
دو، دوتا، جفت، زوج، توام، دوقلو، چند قلو
adnate
حاصل، اندوخته، فراگرفته، (گیاه شناسى، جانور شناسى) به هم چسبیده، توام، مربوط به اعضا ى تناسلى توام
gemini
(نجوم) برج جوزا، توام، دو پیکر
geminate
جفت، توام، دوتا، دولا، دوقلو، جفت کردن، توام کردن
conjugate
صرف کردن، درهم آمیختن، توام
tempered
آب دادن (فلز)، درست ساختن، درست خمیر کردن، ملایم کردن، معتدل کردن، میزان کردن، مخلوط کردن، مزاج، حالت، خو، خلق، قلق، خشم، غضب
simultaneous
همبود، با هم واقع شونده، همزمان