فرهنگ آریان‌پور

توالی

#۶۲٬۳۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

succession

توالى، جانشینى، پى آیى، ترادف، ردیف، وراثت

۲

consecution

توالى، نتیجه منطقى

۳

subalternation

توالى، تناوب، تواتر، حالت تبعى

۴

suit

درخواست، تقاضا، دادخواست، عرضحال، مرافعه، خواستگارى، یکدست لباس، پیروان، خدمتگزاران، ملتزمین، توالى، تسلسل، نوع، مناسب بودن، وفق دادن، جور کردن، خواست دادن، تعقیب کردن، خواستگارى کردن، جامه، لباس دادن به

۵

track

شیار، لبه، باریکه، پیگردى کردن، رد پا، اثر، خط آهن، جاده، راه، نشان، مسابقه دویدن، تسلسل، توالى، رد پا را گرفتن، پى کردن، دنبال کردن

۶

sequence

ترتیب، دنباله، ترتیب دادن، پى رفت، توالى، ترادف، تسلسل، تابعیت، رشته، به ترتیب مرتب کردن

۷

progression

فرایازى، تصاعد، توالى، تسلسل، پیشرفت

۸

subsequence

تاخیر، توالى، زیر دنباله