فرهنگ آریان‌پور

تو

#۶۲٬۱۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

thou

تو، توبکسى خطاب کردن، یک هزار دلار

۲

in

پیشوندى است به معنى " در داخل " و " به سوى " و " نه "، در، توى، اندر، لاى، درظرف، هنگام، به، بر، با، بالاى، روى، از، باب روز درونى، شامل، نزدیک، دم دست، داخلى رسیده، آمده، درتوى، به طرف، نزدیک ساحل، با امتیاز، با مصونیت در میان گذاشتن، جمع کردن شاغلین، زاویه in ـ (89)

۳

into

توى، اندر، در میان، در ظرف، به، به سوى، به طرف، نسبت به، مقارن

۴

inside

درون، داخل، باطن، نزدیک بمرکز، قسمت داخلى، تو، اعضاى داخلى

۵

within

در داخل، توى، در توى، در حدود، مطابق، به اندازه، در ظرف، در مدت، در حصار

۶

through

(thru =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام، از طریق، بواسطه، در ظرف، سرتاسر

۷

you

شما، شما را

۸

thing

چیز، شییء، کار، اسباب، دارایى، اشیاء، جامه، لباس، موجود