فرهنگ آریان‌پور

تمیز - تر -

#۶۰٬۹۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

trig

قابل اعتماد، وفادار، فعال، سرحال، منبسط، تر و تمیز، دویدن، چهار نعل رفتن، شیک، خود آرا، خط شروع مسابقه، خندق، از حرکت بازداشتن (مثل چرخ ماشین)، علامت گذاشتن

۲

trim

درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل

۳

prissy

آراسته، مرتب، تر و تمیز، مردیا جوان زن صفت

۴

shipshape

تر و تمیز، مرتب، به طور تر و تمیز

۵

spic and span

(spick and span =) ـ نو، کاملاً تازه، تر و تمیز، آراسته و مرتب

۶

spick and span

(spic and span =) ـ نو، کاملاً تازه، تر و تمیز، آراسته و مرتب