فرهنگ آریانپور
تمیز - تر -
#۶۰٬۹۰۶
trig
قابل اعتماد، وفادار، فعال، سرحال، منبسط، تر و تمیز، دویدن، چهار نعل رفتن، شیک، خود آرا، خط شروع مسابقه، خندق، از حرکت بازداشتن (مثل چرخ ماشین)، علامت گذاشتن
trim
درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل
prissy
آراسته، مرتب، تر و تمیز، مردیا جوان زن صفت
shipshape
تر و تمیز، مرتب، به طور تر و تمیز
spic and span
(spick and span =) ـ نو، کاملاً تازه، تر و تمیز، آراسته و مرتب
spick and span
(spic and span =) ـ نو، کاملاً تازه، تر و تمیز، آراسته و مرتب