تمهید
#۶۰٬۸۹۷
device
دستگاه، اسباب، شیوه، تمهید، اختراع، شعار
scheme
برنامه، طرح، نقشه، ترتیب، رویه، تدبیر، تمهید، نقشه طرح کردن، توطئه چیدن
scheming
طرح ریزى، تمهید
appliance
اسباب، آلت، وسیله، تمهید، اختراع، تعبیه
prolusion
اثر هنرى مقدماتى، مقاله مقدماتى، مقاله آزمایشى، تمهید، تحصیر
contrivance
اختراع، تدبیر، تمهید، اسباب
preparation
پستایش، آمادش، تهیه، تدارک، تهیه مقدمات، اقدام مقدماتى، آماده سازى، آمادگى، آمایش، تمهید
ploy
تمحید، عمل، اقدام، کار، امر، ورزش، خوشى، وجد
angle
گوشه، زاویه، کنج، قلاب ماهى گیرى، با قلاب ماهى گرفتن، (مجازى) دام گستردن، دسیسه کردن، تیزى یا گوشه هر چیزى
artifice
استادى، مهارت، هنر، اختراع، نیرنگ، تزویر، تصنع
maneuver
(manoeuvre =) ـ مانور، تمرین نظامى
manoeuvre
(maneuver =) ـ مانور، تمرین نظامى، عملیات نظامى و جنگى را تمرین کردن، مشق کردن، مانور دادن، طرح کردن
stratagem
حیله جنگى، تدبیر جنگى، لشکر آرایى، تمجید
booby trap
پنهان تله، دام یاتله، دام مهلک، با پنهان تله مجهز کردن