فرهنگ آریان‌پور

تمهید

#۶۰٬۸۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

device

دستگاه، اسباب، شیوه، تمهید، اختراع، شعار

۲

scheme

برنامه، طرح، نقشه، ترتیب، رویه، تدبیر، تمهید، نقشه طرح کردن، توطئه چیدن

۳

scheming

طرح ریزى، تمهید

۴

appliance

اسباب، آلت، وسیله، تمهید، اختراع، تعبیه

۵

prolusion

اثر هنرى مقدماتى، مقاله مقدماتى، مقاله آزمایشى، تمهید، تحصیر

۶

contrivance

اختراع، تدبیر، تمهید، اسباب

۷

preparation

پستایش، آمادش، تهیه، تدارک، تهیه مقدمات، اقدام مقدماتى، آماده سازى، آمادگى، آمایش، تمهید

۸

ploy

تمحید، عمل، اقدام، کار، امر، ورزش، خوشى، وجد

۹

angle

گوشه، زاویه، کنج، قلاب ماهى گیرى، با قلاب ماهى گرفتن، (مجازى) دام گستردن، دسیسه کردن، تیزى یا گوشه هر چیزى

۱۰

artifice

استادى، مهارت، هنر، اختراع، نیرنگ، تزویر، تصنع

۱۱

maneuver

(manoeuvre =) ـ مانور، تمرین نظامى

۱۲

manoeuvre

(maneuver =) ـ مانور، تمرین نظامى، عملیات نظامى و جنگى را تمرین کردن، مشق کردن، مانور دادن، طرح کردن

۱۳

stratagem

حیله جنگى، تدبیر جنگى، لشکر آرایى، تمجید

۱۴

booby trap

پنهان تله، دام یاتله، دام مهلک، با پنهان تله مجهز کردن