فرهنگ آریان‌پور

تمایل به یک سو

#۶۰٬۶۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

odds

نابرابرى، فرق، احتمال و وقوع، تمایل به یک سو، احتمالات، شانس، عدم توافق، مغایرت

۲

list

فهرست، صورت، جدول، سجاف، کنار، شیار، نرده، میدان نبرد، تمایل، کجى، میل، در فهرست وارد کردن، فهرست کردن، در لیست ثبت کردن، شیار کردن، آماده کردن، خوش آمدن، دوست داشتن، کج کردن، سیاهه