تمایل
#۶۰٬۶۶۸
gust
تند باد، باد ناگهانى، انفجار، فوت، خوشى، تفریح، تمایل، مزمزه، چشیدن
hang
(past: hung, hanged ; past participle: hung, hanged) ـ آویختن، آویزان کردن، به دار آویختن، مصلوب شدن، چسبیدن به، متکى شدن بر، طرز آویختن، مفهوم، تردید، تمایل، تعلیق
list
فهرست، صورت، جدول، سجاف، کنار، شیار، نرده، میدان نبرد، تمایل، کجى، میل، در فهرست وارد کردن، فهرست کردن، در لیست ثبت کردن، شیار کردن، آماده کردن، خوش آمدن، دوست داشتن، کج کردن، سیاهه
nisus
تقلا، اراده، تمایل، میل
liking
(معنى مجازى) میل، تمایل، ذوق، علاقه، حساسیت، شهوت و میل، مهر
fantasy
قوه مخیله، وهم، هوس، نقشه خیالى، وسواس، میل، تمایل، فانتزى
leaning
(past: leaned, leant ; past participle: leaned, leant) ـ تکیه کردن، تکیه زدن، پشت دادن، کج شدن، خم شدن، پشت گرمى داشتن، متکى شدن، تکیه دادن به طرف، تمایل داشتن، لاغر، نزار، نحیف، اندک، ضعیف، کم سود، بیحاصل lean
pendulum
آونگ، جسم آویخته، پاندول، نوسان، تمایل
appetence
آرزو، اشتیاق، تمایل
appetency
آرزو، اشتیاق، تمایل
inclining
خم کردن، کج کردن، متمایل شدن، مستعد شدن، سرازیر کردن، شیب دادن، متمایل کردن، شیب
declination
میل، تمایل، دورى از محور اصلى
disposition
دررفتگى، وضع، خواست، مشرب، حالت، خو، مزاج، تمایل
gravitation
گرایش، کشش، جاذبه، قوه جاذبه، تمایل
inclination
نهاد، سیرت، طبیعت، تمایل، شیب، انحراف
preoccupation
اشغال قبلى، کار مقدم، تمایل، شیفتگى، اشتغال
predisposition
آمادگى، استعداد، تمایل