فرهنگ آریان‌پور

تمایل

#۶۰٬۶۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

gust

تند باد، باد ناگهانى، انفجار، فوت، خوشى، تفریح، تمایل، مزمزه، چشیدن

۲

hang

(past: hung, hanged ; past participle: hung, hanged) ـ آویختن، آویزان کردن، به دار آویختن، مصلوب شدن، چسبیدن به، متکى شدن بر، طرز آویختن، مفهوم، تردید، تمایل، تعلیق

۳

list

فهرست، صورت، جدول، سجاف، کنار، شیار، نرده، میدان نبرد، تمایل، کجى، میل، در فهرست وارد کردن، فهرست کردن، در لیست ثبت کردن، شیار کردن، آماده کردن، خوش آمدن، دوست داشتن، کج کردن، سیاهه

۴

nisus

تقلا، اراده، تمایل، میل

۵

liking

(معنى مجازى) میل، تمایل، ذوق، علاقه، حساسیت، شهوت و میل، مهر

۶

fantasy

قوه مخیله، وهم، هوس، نقشه خیالى، وسواس، میل، تمایل، فانتزى

۷

leaning

(past: leaned, leant ; past participle: leaned, leant) ـ تکیه کردن، تکیه زدن، پشت دادن، کج شدن، خم شدن، پشت گرمى داشتن، متکى شدن، تکیه دادن به طرف، تمایل داشتن، لاغر، نزار، نحیف، اندک، ضعیف، کم سود، بیحاصل lean

۸

pendulum

آونگ، جسم آویخته، پاندول، نوسان، تمایل

۹

appetence

آرزو، اشتیاق، تمایل

۱۰

appetency

آرزو، اشتیاق، تمایل

۱۱

inclining

خم کردن، کج کردن، متمایل شدن، مستعد شدن، سرازیر کردن، شیب دادن، متمایل کردن، شیب

۱۲

declination

میل، تمایل، دورى از محور اصلى

۱۳

disposition

دررفتگى، وضع، خواست، مشرب، حالت، خو، مزاج، تمایل

۱۴

gravitation

گرایش، کشش، جاذبه، قوه جاذبه، تمایل

۱۵

inclination

نهاد، سیرت، طبیعت، تمایل، شیب، انحراف

۱۶

preoccupation

اشغال قبلى، کار مقدم، تمایل، شیفتگى، اشتغال

۱۷

predisposition

آمادگى، استعداد، تمایل