فرهنگ آریانپور
تماماً
#۶۰٬۶۶۰
all
همه، تمام، کلیه، جمیع، هر گونه، همگى، همه چیز، داروندار، یکسره، تماماً، بسیار پیشوندى است به معنى " غیر " و " دیگر "
well
چشمه، جوهردان، دوات، به بالا فوران کردن، رو آمدن آب و مایع، درسطح آمدن و جارى شدن خوب، تندرست، سالم، راحت، بسیار خوب، به چشم، تماماً، تمام و کمال، بدون اشکال، اوه، خیلى خوب
fully
کاملاً، تماماً، سیر
quite
کاملاً، بکلى، تماماً، سراسر، واقعاً
stark
خشن، زبر، شجاع، خشک و سرد (در مورد زمین)، شاق، قوى، کامل، سرراست، رک، صرف، مطلق، حساس، سفت، سرسخت، پاک، تماماً
intoto
با هم، کاملاً، تماماً
wholly
کاملاً، به طور اکمل، تمام و کمال، جمعاً، روى هم، تماماً
altogether
روى هم رفته، از همه جهت، یکسره، تماماً، همگى، مجموعاً، کاملاً، منصفاً
teetotally
کاملاً، کلاً، تماماً
throughout
سراسر، تماماً، از درون و بیرون، بکلى
hand and foot
کاملاً، کلاً، تماماً
alpha and omega
آغاز و فرجام، (مجازى) تماماً، سرتاسر