فرهنگ آریان‌پور

تماماً

#۶۰٬۶۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

all

همه، تمام، کلیه، جمیع، هر گونه، همگى، همه چیز، داروندار، یکسره، تماماً، بسیار پیشوندى است به معنى " غیر " و " دیگر "

۲

well

چشمه، جوهردان، دوات، به بالا فوران کردن، رو آمدن آب و مایع، درسطح آمدن و جارى شدن خوب، تندرست، سالم، راحت، بسیار خوب، به چشم، تماماً، تمام و کمال، بدون اشکال، اوه، خیلى خوب

۳

fully

کاملاً، تماماً، سیر

۴

quite

کاملاً، بکلى، تماماً، سراسر، واقعاً

۵

stark

خشن، زبر، شجاع، خشک و سرد (در مورد زمین)، شاق، قوى، کامل، سرراست، رک، صرف، مطلق، حساس، سفت، سرسخت، پاک، تماماً

۶

intoto

با هم، کاملاً، تماماً

۷

wholly

کاملاً، به طور اکمل، تمام و کمال، جمعاً، روى هم، تماماً

۸

altogether

روى هم رفته، از همه جهت، یکسره، تماماً، همگى، مجموعاً، کاملاً، منصفاً

۹

teetotally

کاملاً، کلاً، تماماً

۱۰

throughout

سراسر، تماماً، از درون و بیرون، بکلى

۱۱

hand and foot

کاملاً، کلاً، تماماً

۱۲

alpha and omega

آغاز و فرجام، (مجازى) تماماً، سرتاسر