تماما
#۶۰٬۶۵۹
all
همه، تمام، کلیه، جمیع، هر گونه، همگى، همه چیز، داروندار، یکسره، تماماً، بسیار پیشوندى است به معنى " غیر " و " دیگر "
stark
خشن، زبر، شجاع، خشک و سرد (در مورد زمین)، شاق، قوى، کامل، سرراست، رک، صرف، مطلق، حساس، سفت، سرسخت، پاک، تماماً
altogether
روى هم رفته، از همه جهت، یکسره، تماماً، همگى، مجموعاً، کاملاً، منصفاً de
per
با، توسط، به وسیله، در هر، براى هر، از میان، از وسط، برطبق
right
مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق
fairly
منصفانه، بى طرفانه، به طور میانه، بموقع، به طور روشن، خوب ob
roundly
به طور حسابى، درست و حسابى، کاملاً رک، آشکارا، بى پرده، گردوار
entirely
تمام، درست، دست نخورده، بى عیب
downright
صرفاً، محض، خالص، مطلق، (مجازى) رک، ساده
perfectly
کامل، مام، درست، بى عیب، تمام عیار، کاملاً رسیده، تکمیل کردن، عالى ساختن perfect