فرهنگ آریان‌پور

تماما

#۶۰٬۶۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

all

همه، تمام، کلیه، جمیع، هر گونه، همگى، همه چیز، داروندار، یکسره، تماماً، بسیار پیشوندى است به معنى " غیر " و " دیگر "

۲

stark

خشن، زبر، شجاع، خشک و سرد (در مورد زمین)، شاق، قوى، کامل، سرراست، رک، صرف، مطلق، حساس، سفت، سرسخت، پاک، تماماً

۳

altogether

روى هم رفته، از همه جهت، یکسره، تماماً، همگى، مجموعاً، کاملاً، منصفاً de

۴

per

با، توسط، به وسیله، در هر، براى هر، از میان، از وسط، برطبق

۵

right

مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق

۶

fairly

منصفانه، بى طرفانه، به طور میانه، بموقع، به طور روشن، خوب ob

۷

roundly

به طور حسابى، درست و حسابى، کاملاً رک، آشکارا، بى پرده، گردوار

۸

entirely

تمام، درست، دست نخورده، بى عیب

۹

downright

صرفاً، محض، خالص، مطلق، (مجازى) رک، ساده

۱۰

perfectly

کامل، مام، درست، بى عیب، تمام عیار، کاملاً رسیده، تکمیل کردن، عالى ساختن perfect